نگارش در تاريخ توسط کیارش
اولين
ديدار بر خاك سرد
سيروس
عزيزم فردا بر تربت ابدي تو خواهم آمد و با هم صداي راجر را گوش خواهيم داد و براي
اولين بار به خود شهامت ميبخشم و برايت شعر خواهم خواند.
از كدامين شاعر؟ كدام شعر؟ تو بگو - چه سخت است در محضر
تو شعر خواندن و حتي شعر در دست داشتن. به پاس آن همه سال كه ما مينشستيم – با تو
و در برابر تو، رخ در رخ، و تو ميگفتي و ميگفتي و من و ما چون كودكان مشتاق
دانستن با ولع گوش فرا ميداديم و تو بي هيچ تكبري از گنجينهي بي انتهاي داشته
هايت ما را سيراب ميكردي.
هر چند بيش از پيش تشنهتر ميشديم. ديگر چه كسي به ما
خواهد آموخت كه براي هنرمند بودن و مهمتر از آن انسان بودن بايد چگونه بود؟

