پس از اين سفر به قصد جهانگردي و سياحت به هندوستان و ماوراءالنهر رفت تا پيروان ماني و بودا را ملاقات کند، در هندوستان از کناره رود سند و ملتان به کشمير رفت، و در آنجا به کاروانيان اهوازي که پارچه هاي زربفت طراز و تستر را به چين ميبردند و کاغذ چين را به بغداد مي آوردند، همراه شد و تا تورقان چين، يکي از مراکز مانويت، پيش رفت. سپس به بغداد بازگشت و از آنجا براي سومين و آخرين بار به مکه رفت و در اين سفر در وقوف به عرفات از خدا خواست که " خدايا رسوايم کن تا لعنتم کنند"
حلاج پس از بازگشت از مکه و شروع به رهنمایی مردم نمود و آنها را با حقیقت هایی نو آشنا کرد. با گسترش مجالس حلاج برخی از مشایخ تصوف او را تایید و برخی دیگر او را تکذیب نمودند. حلاج که از شرایط اخلاقی جامعه به تنگ امده بود روزی در میان جمع کثیری فریاد برآورد : من را بکشيد تا من آرام يابم و شما پاداش خود را بگیرید
حلاج در شورشی که در بغداد به وقوع پیوست نقشی اساسی داشت ، او وقتی پی برد در پی اش هستند به همين خاطربه اهواز بازگشت و مخفی شد ، اما پس مدتي او را دستگیر کردند و به بغداد بازگرداندند و مدت نه سال دربند گرفتار بود. سپس قبل از عید نوروز در سال 309 هجری او را مثله نمودند.
دلیل مثله کردن حلاج را، به زبان راندن (انا الحق) می دانند، برخی از صوفیان دلیل آن را حال خاص عارف در زمان رویت جمال حق تعالی می دانند. گروهی نیز بعلت افشای اسرار بارگاه الهی او را شایسته ی مجازات می دانند. حلاج بانی ظهور شاعران صوفی مسلک پس از خود نیز می باشد . عرفای مسلمان و معتقد به وحدت وجودي که پس از محمد غزالي آمدند ايرانيانی بودند،که مرگ حلاج درس بزرگي به آنان داد و آنها در حالي که عميقا وحدت وجودي بودند به سمت تصوف جذب شدند و باعث ظهور شاعران صوفي ايران شدند که به نا م صوفي وحدت وجودي خوانده شدند.حلاج خود نيز شاعري توانمند بود.
آثار حلاج علاوه بر دیوان اشعارش، شامل کتابهای مهمی از قبیل:نورالاصل و ، طواسين، جسم الاکبر، جسم الاصغر ، بستان المعرفة، الهياکل، الجوهر الاکبر ،طاسين الازل و الکبريت الاحمر، می باشد.

