(ادیت سودرگران 1916)

برگردان كيارش

عشق * 

روح خرقه اي آسمان رنگ من

جا ماند بر تخته سنگي مجاور دريا

و نزد تو آمدم

با چهره ي بانويي

 عريان.

چون بانويي بر ميز تو جلوس كردم

جامي از شراب نوشيدم

و شش هايم از بوي خوش رُزها سرشار.

ديدي چه جذاب بودم  من

چون رويايي در خواب ات بود.

 

آنگاه چيزي در خاطرم نماند،

كودكي ام و ديارم،

دام نوازش هاي اسير كننده ات تنها آگاهيم بود

آئينه اي در برابرم گرفتي و تبسم كنان خواستي

خود را در آئينه بازبينم

آنچه ديدم كتف هايم بود كه خاك آلود

فرو مي ريخت در تكه هايي چند.

فريبندگي بيماري از خود ديدم

كه راه نجات از آن

خود گريزي بود

آه، در آغوش بكش مرا

تا آن حد كه بي نياز شوم

از هر چيزي.

 

هالینا پوشویاتووسکا

بانوی شاعر لهستانی( برنده‌ی نوبل ادبی ۱۹۹۶)

برگردان توسط کیارش

اگر وا مي نهي مرا

و آهنگ رفتن داري

از ياد مبر تبسم را

كلاه، دستكش و دفتر تلفن را

و هر آنچه كه بايدش جُست

مي توان از خاطرت رود-

و در ناگاه،  

چرخش نگاهم را

كه مي بيني

تركم نخواهي كرد

 

اگر خواهان ماندني

از ياد مبر تبسم ات را.

 

فراموشي ميلادم

ميعادگاه اولين بوسه مان

و بهانه ي نخستين دعواي مان

حق توست

اما اگر خواهان ماندني

برنياور آه

تبسم كن

و بمان

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 قبل از ظهر  توسط کیارش  |