تبليغاتX
سرزمین پنج خورشید - آداب هنری
سرزمین پنج خورشید
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 

چقدر با اصول کنسرت رفتن آشنا هستیم؟ 

 

مقدمه ی کیارش:
آیا ما با اصول و رفتارهای لازم در رابطه با رفتن به یک کنسرت آشنا هستیم ؟ و از آن مهمتر دانسته های خود را رعایت می نماییم. گاه پیش آمده است که با هزار زحمت خود را به محل اجرای کنسرتی رسانده ایم ( با تمام مشقت تهیه بلیط- احتمالن  رفتن به شهر دیگر یا پایتخت) وضربه ی اول را با مشاهده ی جمعیت منتظر ورود بر فرق خود احساس می کنیم. همه آنچنان بر یکدیگر فشار می آورند و فریاد می زنند که انسان فراموش می کند برای

بهره بردن از هنری ظریف که سراسر هارمونی و نظم است پای در چنین رزمگاهی گذاشته است.

برای روشنتر شدن موضوع و بررسی دقیقتراین مهم متن  را با هم مروری می نمائیم.

در كشورهاي ديگر ـ به اخص در اروپا ـ كه شبانه‌روز گروه‌هاي گوناگون به اجراي موسيقي مي‌پردازند، «آداب»ها نسبت به نوع موسيقي متفاوت است. براي شنيدن موسيقي كلاسيك حتي پوشش شنوندگان مهم است. شنوندگان با لباس رسمي، سنگين و رنگين و موقرانه به سالن كنسرت می آيند. جالب است كه به هنگام اجراي گروه، نفسي از كسي درنمي‌آيد و در فاصله دو موومان بسياري سرفه مي‌كنند، بسياري دستمال را از كيف يا جيبشان بيرون مي‌آورند و با صداي محكم بيني‌هاشان را تميز مي‌كنند ـ آنچه در نزد ما ايرانيان قبيح است ـ اما با شروع موومان بعدي باز نفسي از كسي در نمي‌آيد و سر آخر با دست زدن حسابي رهبر اكستر و گروه را تشويق مي‌كنند و دسته‌هاي گل است كه به رهبر اركستر و گروه داده مي‌شود، رسمي كه ما ايرانيان هم آموخته‌ايم ( بگذريم كه بارها ديده‌ايم گلي را كه تو به رهبر اركستر يا سرپرست گروه داده‌اي و نشانه‌اي است از عشق و علاقه تو به او، حضرتشان شاخه شاخه مي‌كند و به ميان تماشاچيان پرتاب مي‌كند!).
در اجراي موسيقي پاپ، وضع البته متفاوت است كه اين نوع موسيقي ايجاب مي‌كند كه تماشاچي شلوغ كند و جيغ بزند و پاي كوبد. از دو نوع كنسرت موسيقي كلاسيك و پاپ كه بيشترين مخاطبان را دارد، بگذريم، در همه جاي دنيا، شايد شنيدن موسيقي «آداب و ترتيبي» نداشته باشد. مي‌توان به هنگام رانندگي يا مطالعه يا در اتاق انتظار پزشك به موسيقي گوش داد، آن هم البته به موسيقي متناسب با آن فضا. نگارنده اين سطور، در خانواده‌اي تربيت شده است كه با موسيقي برخورد خاصي داشته است. هنگام تلفن زدن، جارو كردن، چرخ كردن گوشت، استفاده از تلويزيون، راديو و پخش صوت ممنوع بوده است. از آن‌روكه شنيدن صداي شجريان به همراهي تار محمدرضا لطفي و قارقار چرخ‌گوشت، توهيني به موسيقي محسوب مي‌شده است. از سال‌هاي كودكي تا به امروز به خاطر دارم كه سخن از «موسيقي مبتذل» و «موسيقي جدي» حرف و حديث بحث‌هاي خانواده بوده است. هنگام پخش برنامه‌هايي با عنوان «رنگارنگ» از تلويزيون، تلويزيون خاموش مي‌شد.( از مطلب دور نشویم). موضوع اين نوشته، رفتار مخاطبان موسيقي است كه متأسفانه از آن جهت كه در دوران كودكي و نوجواني، فرهنگ شنيداري‌مان نادرست بوده است، اين نادرستي را همچنان ادامه داده‌ايم. براي من اين پرسش، هميشه مطرح بوده است: چرا رفتن به مجامع هنري، اعم از سينما، تئاتر يا كنسرت به‌صورت خانوادگي انجام مي‌شود؟ همچون گردش كنار رودخانه ، يا قدم ‌زدن در پارک و يا مهماني منزل خاله و عمه و دايي. در بسياري از كنسرت‌ها ديده‌ام كه خانواده‌ها بچه‌هاي خود را به همراه مي‌آورند، حتي بچه شيرخواره را! چرا بسياري ندانسته از موضوع و محتواي برنامه‌اي كه قرار است اجرا شود، به سالن كنسرت مي‌آيند؟ در كنسرت‌هاي موسيقي كلاسيك، بارها شاهد بوده‌ايم كه در پايان يك موومان، مردم دست زده‌اند ـ البته تشويق هنرمند دلگرم‌كننده است ـ اما اگر حمل بر جسارت نباشد، به اطمينان مي‌گويم يا مخاطب اول بار است كه آمده، يا به بروشور نگاه نكرده و يا اصلاًً نمي‌داند آنچه اجرا مي‌شود از چند قسمت ساخته شده است. چرا در اجراي كنسرت ـ به خصوص از نوع سنتي آن ـ وقتي تكنوازي، در سكوت ديگر سازها به شيرينكاري مي‌پردازد مخاطبان برايش دست مي‌زنند؟ و يا چرا وقتي خواننده‌اي در تحريرها از زمان مشخص تحرير مي‌گذرد صداي كف زدن مخاطبان بلند مي‌شود؟ من باور دارم كه يكي از علل اين رفتار از تعريف ايرانيان از «هنر» مي‌آيد. براي ايراني هنري ارزشمند محسوب مي‌شود كه از پي دشواري و مرارت در ساخت، از ريزه‌كاري‌هاي فراوان آمده باشد. شنيده‌ايد كه ارزش قالي را به تعداد گره‌هاي آن مي‌سنجند و ارزش مينياتور را از مقدار عمري كه نقاش صرف كشيدنش كرده است.

در موسيقي نيز تحرير و تكنوازي جزو مهارت‌هاي فني هنرمند محسوب مي‌شود و پس هر كه اين توانايي را دارد با تحسين‌هايي چون «ناز نفست» و «دست مريزاد» روبه‌رو مي‌شود. چرا در كنسرت‌هايي كه به‌صورت همخواني اجرا مي‌شود و مردان و زنان با هم به سالن مي‌آيند، هيچ‌يك از اتفاقات ناگوار كنسرت‌هاي ويژه بانوان رخ نمي‌دهد؟ چرا در كنسرت‌هاي ويژه بانوان مخاطبان به‌جا و نابه‌جا دست مي‌زنند و اين دست زدن نه از نوع تشويق، كه همراهي با آهنگ است و گاه با خواننده. بگذريم كه بايد گوينده سالن صدبار تقاضا كند كه تلفن‌هاي همراه خود را خاموش كنيد و از آوردن تنقلات و نوشابه به سالن خودداري كنيد. يكي از نوازندگان تعريف مي‌كرد كه به هنگام اجراي برنامه با گروه بانوان، در يكي از شهرستان‌ها در حين اجراي برنامه، يكي از اقوام دورشان با يكي از همسايه‌هايشان بي‌هيچ ملاحظه‌اي از پله‌هاي صحنه بالا آمدند و دسته گلي را هديه كردند و آن قوم، نوازنده و خواننده را به همسايه‌اش معرفي كرد، در حالي‌كه ديگر افراد گروه در حال نواختن و خواندن بودند! همچنين خواننده يكي از گروه‌ها تعريف مي‌كرد كه در يكي از كنسرت‌هايش تعداد زيادي از بچه‌هاي قد و نيم‌قد به همراه مادرانشان به سالن آمده بودند و چون سروصداي بچه‌ها نظم برنامه را به هم ريخته بود، او مجبور شده است براي بچه‌ها ترانه كودكانه «آهاي... آهاي... اي گرگه» را اجرا كند تا بچه‌ها ساكت شوند! صد البته مخاطبان كنسرت‌ها حق دارند در ازاي پولي كه براي بليت داده‌اند و وقتي كه صرف كرده‌اند، چون بدون مطالعه قبلي از نوع كنسرت ، به سالن آمده‌اند و توقعشان برآورده نمي‌شود، آرام سالن را ترك كنند. اما پايكوبي و ابراز شادي و مسرت در هنگام اجراي قطعه‌اي شاد نه برازنده مخاطب است و نه تشويق افراد گروه. چه بسيار ديده‌ايم كه تمركز افراد گروه از دست رفته است.

نگاه به موضوع مخاطبان موسيقي ـ چون اين نوشته ـ مي‌تواند از باب تذكر به مخاطب و راهنمايي او باشد و هر نوع نگاه انتقادي به وضعيت اجراي كنسرت بانوان، با قصد و غرض زير سؤال بردن مسئولان موسيقي، غيرمنصفانه و مخرب باشد. سال‌ها پيش (به نظرم سال ۷۷) در يكي از روزنامه‌هاي آن روزگار، مطلبي خواندم با عنوان «جوانان زير آفتاب»، كه نويسندة آن، چون دستي از دور بر آتش داشت نوشته بود: «چندي است به زنان فرصت داده شده زير نظر نهادهاي مربوطه، با حفظ تمام قيودي كه زير كلمه شئونات رديف مي‌شود، كنسرت برگزار كنند. در اين اماكن همه زن هستند. خواننده، نوازنده و تماشاگر زن هستند، نظم را نيز زنان برقرار مي‌كنند. موسيقي اصيل ايراني آميزه‌اي از اندوه و شادي است. همين كه موسيقي به جزئي از اجزاي خود كه طنين ضربي است نزديك مي‌شود و دختران و زنان جوان برانگيخته مي‌شوند تا با زمزمه و نجوا با خواننده همخواني كنند يا دستكي بزنند، ناظمان فرمان توقف صادر مي‌كنند و...». اين نگاه به به قصد آموزش مخاطبان، كه به قصد انتقاد از مسئولان است كه در صحت و سقم آن مي‌توان ترديد داشت و نه تنها دردي را دوا نمي‌كند، بلكه به اعتقاد نگارنده اين سطور نوعي بد تربيت كردن مخاطبان هم خواهد بود، چراكه هر چيزی جايي دارد و هر نوع موسيقي جايگاه خود را. در جشن‌ها و عروسي‌ها موسيقي شاد از آن رو نواخته مي‌شود كه ميهمانان به وجد آيند و مجلس جشن و عروسي در فضايي شاد و خوش برگزار شود. سفره‌خانه‌هاي سنتي نيز ظاهراً به همين منظور ساخته شده‌اند گرچه به نظر مي‌رسد از نمونه‌هايي در گذشته‌هاي دور الگوبرداري شده‌اند. ذكر اين نكته لازم است كه اين نه فقط مخاطبان موسيقي بانوانند كه «آداب» رفتن به كنسرت را نمي‌دانند، كه گاه خواننده خود حرمت كار خويش را حفظ نمي‌كند. شاهد بوده‌ايم كه خواننده از روي صحنه از مخاطبان خواسته است كه با دست زدن او را همراهي كنند! مشكل و معضل ما در بسياري از مقوله‌هاي هنري خلاصه مي‌شود در:

۱. مقيد كردن كودكان و نوجوانان و جوانان به آنچه مورد پسند بزرگسالان است. (به راستي چرا مردان ايراني حاضر نيستند تنها به مدت دو ساعت فرزندان خردسالشان را نگهداري كنند تا همسرشان به يك كنسرت بانوان برود؟). ۲. عدم رعايت «آداب» براي بهره بردن از هنرها. ۳. نشناختن زمان و مكان براي ابراز احساس‌ها، به علت نشناختن موضوع و محتواي آثار هنري. ۴. تفاوت ارتباط «مردمي» با ارائة «عامه‌پسندي» در كارهاي هنري. آيا فكر نمي‌كنيد اگر شرايط در خانواده‌ها و مدارس و دانشگاه‌ها و اجتماع به‌گونه‌اي باشد كه افراد در مقوله‌هاي هنري از سنين كودكي تربيت شوند و اگر در رسانه‌ها مرز «اصالت» و «ابتذال» مشخص شود، مي‌توان اميدوار بود كه به ساليان ديگر نسلي تربيت شود كه معضلات اين نسل را در برخورد با مقوله‌هاي هنري نداشته باشند و بالاخره اين «همه كاره بودن» مردم بايد به داشتن «تخصص» و «آگاهي» و «اطلاع» در يك موضوع بسنده شود؟ هيچ دليل ندارد كه همه به هر نوع موسيقي گوش كنند. آيا مي‌توان به تربيت نسل تازه‌اي از شنوندگان اميدوار بود؟

درباره وبلاگ

با هم بودن را تجربه کنیم،آنگونه که از یکدیگر بیاموزیم و در تبادل داشته هامان بی پروا باشیم، چون باران.
آنگاه که تفاوت انتقاد و انتقام را آموختیم-به شناخت خود و درک دیگران رسیده ایم.

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ