تبليغاتX
سرزمین پنج خورشید - این همه جای خالی تا هرگز پـُر نمی شود
سرزمین پنج خورشید
نگارش در تاريخ توسط کیارش

درحالي که فيلم بااستقبال چنداني ازسوي تماشا گران روبه رونمي شودولي صفحه اين ترانه با
تيراژبا لا يي به فروش مي رسد. اين استقبال همگاني باعث روي اوردن تهيه کنندگان موسيقي
بيشتري به توليداثارموسيقيايي باصداي فروغي مي شود.فروغي بين سال هاي ۵۲ تا ۵۶ دراوج سبک کاري خود قرار دارد . به طوري که اغلب ترانه هاي مجموعه۲۸ تايي اثارش رادراين مدت بااهنگسازي تورج نگهباني ٬ اسفنديار منفردزاده و منصور تهران به بازار عرضه می کند .
"یک نفر مياد" و" نياز " معروفترین آثار این دوره فروغی هستند. " نياز" که چند سال بعد توسط رامش نيز بازخوانی شد عاشقانه ترین و در عین حال مشهورترین کار فروغی در نوع خود محسوب می شود .
اين ترانه برای اولین بار در سال 1352 توسط ذکریا هاشمی در فيلم زن باکره عرضه شد ولی شهرت آن از مرزهای این فيلم غير قابل دفاع از کارگردان و بازیگر متفاوتی چون هاشمی فراتر رفت

 

 

ترانه ي" نیاز" با صداي فريدون فروغي وشعر شهيار قنبري. نام اصلي اين ترانه يعني نامي كه شاعر بر آن نهاده بود" نماز" است ، اما با دخالت ماموران سانسور ،عليرغم ميل شاعر ،

 ( نماز به نياز)  تبديل شد.
اما در اين زمان شاعر تاكيد دارد كه نام اين ترانه ، نماز است.

تن تو ظهر تابستونو به يادم مياره
رنگ چشماي تو بارونو به يادم مياره
وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره

 

قهر تو تلخيه زندونو به يادم مياره

من نمازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه
نفست شعر بلنده بودنه
با تو بودن ، بهترين شعر منه


تو بزرگي مثل اون لحظه كه بارون مي زنه
تو همون خوني كه هر لحظه تو رگ هاي منه
تو مثل خواب گل سرخي، لطيفي مثل خواب
من همونم كه اگه بي تو باشه جون مي كنه


من نمازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن ، بهترين شعر منه


تو مثل وسوسه ي شكار يك شاپركي
تو مثل شوق رها كردن يك بادبادكي
تو هميشه مثل يك قصه پر از حادثه اي
تو مثل شادي خواب كردن يك عروسكي


من نمازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن ، بهترين شعر منه


تو قشنگي مثل شكل هايي كه ابرا مي سازن
گل هاي اطلسي از ديدن تو رنگ مي بازن
اگه مرداي تو قصه بدونن كه اينجايي
براي بردن تو با اسب بالدار مي تازن


من نمازم تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوستت دارم شنيدنه
نفست شعر بلند بودنه
با تو بودن ، بهترين شعر منه

(( تهران ، ۱۳۵۲ ))

 

وصيت نامه فريدون فروغي

بگوييد كه بر گورم بنويسند
زندگي را دوست داشت ولي آن را نشناخت
مهربون بود ولي مهر نورزيد
طبيعت رادوست داشت ولي از آن لذت نبرد
در آبگير قلبش جنب و جوش بود ولي كسي بدان راه نيا فت
در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز دل به كسي نداد
و خلاصه بنويسيد
زنده بودن را براي زندگي دوست داشت
نه زندگي را براي زنده بودن
زنده ياد فريدون فروغي

 

 

 

تنگنا :

 

دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست

بارون از ابرا سبک تر می پره

 

هر کسی سر به سوی خودش داره
مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچ کس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست

ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرکها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست

 

******

پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی

می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی

 

بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بکذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میکم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی

 

درباره وبلاگ

با هم بودن را تجربه کنیم،آنگونه که از یکدیگر بیاموزیم و در تبادل داشته هامان بی پروا باشیم، چون باران.
آنگاه که تفاوت انتقاد و انتقام را آموختیم-به شناخت خود و درک دیگران رسیده ایم.

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ