تبليغاتX
سرزمین پنج خورشید - مسجدسلیمان شهر اولین ها
سرزمین پنج خورشید
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 

عشایری آشنا شود. مهندسین کاوشرانگلیسی سرنشین مرکب (کشتی) که تعدادشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد یکی پس از دیگری به سرعت پیاده شده ودرفاصله ای نه چندان دوربا تکان دادن دست های خود به زبان اشاره، سلام کردند. وقتی نزدیک ترشدند، یکی ازآنها که فارسی وحتی زبان محلی رابه خوبی صحبت می کرد، بانوجوان بختیاری ما به گفت وگونشست، آنها نشانی میدان نفتون یا مسجد سلیمان امروزی رامی خواستند وبه وی پیشنهاد کاردادند. این آغاز آشنای یکی از اولین ها با ماجراجویان سفید پوست بریتانیای بود. نشانی های راه وتیم راه ها (راه های باریک پر پیچ وخم) رابه آنها می گوید. پس ازمدتی جهت نقشه برداری وحفاری همکارشان می شود ودوش به دوش زمین شناسان ومهندسان آبی چشم انگلیسی دربیابان ها، واحه ها و تپه ماهورها به تکاپو و تلاش می پردازد. طلوع دوباره ای این نخستین شهر پارسیان، بعد ازگذشت چندین سده،بافوران چاه شماره یک خاورمیانه در۵ خرداد۱۲۸۷ خورشیدی برابر ۲۶ مه ۱۹۰۸ م درمیانه مسجد سلیمان کنونی انجام پذیرفت که حیات اجتماعی، سیاسی واقتصادی منطقه وبویژه ایران رادگرگون کرد واین شهروچاه معروفش شهره ی آفاق گشته تاجایی که باید گفت:همه ملک ایران بدو زنده اند اگرشهریار و اگر بنده اند. آری زنده یاد مراد جزو اولین کسانی بود که با چشمان خویش گرمسیر بکر فرح بخش

 مسجد سلیمان قبل ازنفت، گاری ها وارابه های ۸ اسبه شناسنامه دار حامل لوله ها و لوازم صنعتی، دکل های افراشته ، اسکله بندی نخستین کارخانه برق تمبی وروزهای اولیه برق دارشدن تاسیسات ومنازل، میدان فوتبال نمره چهل، باشگاه های بیلیارد ،سوارکاری، گلف، کریکت وهاکی، صدای آژیر(سوت) صنعت نفت برای شروع وخاتمه ی کار، کارکنان انگلیسی، لهستان، کانادایی، سیک  هندی شرکت نفت …. رادیده بود وازهرکدام حکایت میگفت. هنگامی که زمزمه ی تاسیس خط آهن رامی شنود، به درخواست خود به ورک شاپ (work shoop ) جهت یادگیری اصول رانندگی قطارمنتقل می شود وسالهای متمادی به لکوموتیورانی ومخابرات ناشی ازآن می پردازد. زمانی ازطرف اداره فرهنگ قدیم  به عنوان پدرنمونه انتخاب شد وبه اوجایزه دادند. عشق به وطن بختیاری ومسجد سلیمان دردلش موج می زد. اکنون پس ازدهه های خدمت وتلاش به ایران وجهان، غبار گذشت زمان ورونق مسجد سلیمان اولین ها راازیاد برده وقطعا کسی که آن روزگار پرفروغ راحس کرده، مبهوت وحیرت زده می شود: زیرا با چشمان این اوضاع مشمئز کننده ورقت انگیزرامی بیند:بنگله های رنگ ورورفته ی باغ وگل، شرکت نفت بی رمق به یغما رفته، پل های ویران یک طرفه، تاسیسات فرسوده وزنگ خورده، پیست خوش های مخروبه، بخارها وکارخانه های خاموش، ازفروشگاه های بی جنب جوش و…. هنوز مردم آثاربرجای مانده ازگذشته راکه می بینند، حسرت واندوه به دلشان می افتد ومی گویند: (ازکاروان چه ماندجزآتشی به منزل)

 سالها مشعل ما پیشرودنیا بود               چشم دنیاهمه روشن به چراغ مابود

 همین ها بود که قلب نازک پرمهروصفای خاطرزنده یاد مراد فرضی کاهکش، عزیزازدست رفته ی ما می آزرد:تا این که درآخرین روزهای بهار ۱۳۸۵ زندگی دنیوی رابه حیات اخروی واگذاشت وعمرجاودانه یافت.

 هرگزنمیرد آن که دلش شد به عشق      ثبت است برچیده عالم دوام ما

 او یک عمردرمسجدسلیمان زیست بدون این که درشهردیگری ماواگزیند. با اینکه اکثر فرزندان برومند ونوه های محترم ایشان تحصیلات عالیه داشته، درشهرهای مختلف ایران وبعضا خارج ازکشورزندگی می کنند.، هرگزمحل دیگری رابه غیرازM.I.S جهت سکونت انتخاب نکرد ومسکن ومدفن وی مسجد سلیمان بود. گاهی اوقات با خبرنگاران وهنرمندان علاقمند به سراغ اومی رفتیم. دوستان وی راهمچون نگینی ثمین ونفیس درمیان می گرفتند. دورشمع وجودش حلقه می زدند واز نورحضورش بهرمند می شدند. اواسوی اخلاق ونجابت، متین وسنگین چون کوه منگشت، با وقار و استوار چون کوه دلابود.

نام نیکو گر بماند  زآدمی                              به کز و ماند سرای  زرنگار

مراد آن اسوی مهر و وفا                             آنکه هر محتاج را دلسوز رفت

رفت اما  نام او در یادها                                زنده  ماند  تا ابد  پیروز رفت

 

دانش عباسی شهنی: مولف تاریخ مسجد سلیمان

 

درباره وبلاگ

با هم بودن را تجربه کنیم،آنگونه که از یکدیگر بیاموزیم و در تبادل داشته هامان بی پروا باشیم، چون باران.
آنگاه که تفاوت انتقاد و انتقام را آموختیم-به شناخت خود و درک دیگران رسیده ایم.

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ