يه ياد استاد آواز گلبرگهاي بختياري
آبهمن علاءالدين
بودن درجمع و چشم مردمان يك چيز است و ماندن دردل و ياد مردمان چيز ديگريست. استاد بهمن علاءالدين پيش از اولي صاحب دومين خصيصه شد. افراد خاص داراي اين توانايي اند كه نقش اتصال دهنده فرهنگي را در بين اقوام عهدهدار باشند. به جرات ميتوان گفت كه استاد علاءالدين يكي از همين افراد است (نه بود،چون اين نقش تا هميشه ادامه خواهد داشت). من افرادي را ميشناسم كه پس از طي كردن مدارج بالا در هنر،تحصيل ،تجارت و ... به اين مهم اذعان داشتهاند كه با هنر و صداي استاد علاءالدين ارتباط جديد و يا بيشتري با ريشه قومي خود پيدا نمودهاند. همانگونه كه در بين نسل جوان اين آشنايي فرهنگي/ بومي قابل توجه ميباشد در ميان بزرگسالان ِ فاصله گرفته از فرهنگ بومي نيز ميتوان شاهد بود.
هنرمندي استاد در عين بيپيرايگي از چنان جلالي برخوردار است كه شنونده حرفهاي موسيقي را از جهت تكنيك و نوآوري و عام ترين شنونده را از جهت احساسي جذب خود مينمايد. هر بار كه آوازهاي كم بديل وي را با صداي احساس برانگيزش گوش ميدهيم، نهان ترين و لطيفترين لذتهاي بصري را با ارائه شناختي بهتر از خود و پيشينهمان به ما ارزاني ميدارد.استفاده صحيح از كلمات و مهمتر از آن پيدا نمودن كلمات فراموش شده ويا كم كاربرد در جامعه امروز بختياري، از بارزترين اهداف هنري وي است.
حال او رفته است و گنجينهاي را به يادگار گذاشته تا نسل فردا نيز از آن بهرهمند گردد، تا گيتي بگردد بلكه ناخدايي ديگر از قعر اقيانوس فرهنگ و هنر بختياري گنجينهاي ديگر را كشف رمز نمايد.كاري كه او در سكوت و فروتني نمود تا خود اقيانوسي باشد براي يافتن گنجينههاي هنرش.
يادش بر لبان هر زمزمهگر آواز بختياري جاودانه.
كيارش آبان 88

