کتاب باید تبری باشد برای دریای یخزده در درونمان
همه ی ما کم یا بیش کافکا را می شناسیم و از طرز تفکر او شناخت نسبی داریم. اما موردی که باعث تقدیم متن ذیل به شما دوستان دانا شده است، برداشت و نقطه نظرات کافکا در خصوص کتاب می باشد. همواره از هنر مندان سئوال می شود تا در مورد هنرشان ، تعریفی درخور ارائه دهند، و یا بارها شنیده ایم که این پرسش از شاعران میشود: شعر چیست؟
ویا از تصویر گران و نویسندگان و ... !! حال در این نامه کافکا بعنوان یک نویسنده و روشنفکر ، در چند خط کتاب و ارزش خواندن آن را شرح می دهد، که تا چه حد مفهوم درونی کتاب و تاثیرات بجا مانده از آن بر انسان ، اهمیت دارد.
(کیارش- 16/10/86 )
نامهای از فرانتس کافکا به اسکار پلاک
(یکی از همکلاسیهای دوران دبیرستانش ۱۹۰۴)
اگر به زندگیای نظر افکنده شود که بیوقفه و پیاپی غنی تر و انباشته تر میشود، و آنقدر بالا میرود که با دوربین ِ نجومی هم نمیتوان بهآن دست یافت، آنوقت است که وجدان دیگر روی آرامش را بهخود نخواهد دید. اما این خوب است که وجدان دچار زخمهای بزرگ شود، زیرا که از این راه نسبت به هر گزشی حساس میشود. بهگمان من اصولآ تنها کتابهایی باید خوانده شوند که خواننده را گاز میگیرند و نیش میزنند. اگر کتابی که میخوانیم ما را با ضربهی مشت بر جمجمه بیدار نکند، پس چرا آن را میخوانیم؟ برای آنکه ما را خوشحال کند، آنگونه که تو مینویسی؟ خدای من، ما بدونِ کتاب هم خوشحال میبودیم، و خودمان هم میتوانستیم در صورتِ نیاز کتابهایی بنویسیم که ما را خوشحال کنند. ولی ما بهکتابهایی نیازمندیم که مانندِ مصیبتی که برایمان بسیار دردناک است، بر ما اثر کنند، یا همچون مرگِ کسی که او را حتی از خود نیز بیشتر دوست داریم، یا همچون زمانی که به دور از همهی انسانها بهدرونِ جنگلها رانده میشویم، یا همچون یک خودکشی. کتاب باید تبری باشد برای دریای یخزده در درونمان.

