تبليغاتX
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 

(گفت وگوی با گابريل گارسيا مارکز)

 برگردان: ليلي گلستان و صفيه روحي

 - وقتي از کتابي خوشم مي‌آيد حتماَ به اين دليل نيست که آن را برتر ازبقيه کتابها مي‌دانم. بلکه به دلايل مختلفي است که تعريفشان هميشه آسان  نيست.

 - تو هميشه اوديپ شاه   سوفوکل  را مثال زده‌اي.
- اوديپ شاه، « آماديس دوگل»، (1) « لازاريل دو تورمس»،  و« خاطرات سالهاي  طاعون» از دانيل دوفو  و اولين سفر به دنياي پيگافتا.
 
 - و همينطور تارزان.
- بله، اثر باروز.

 - باضافه کتابهاي ديگري که مرتب دوباره خواني مي‌کني؟
- کنراد و سنت‌اگزوپري.

لطفن ادامه مطلب را مطالعه نمائيد

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش

نگاهي به * آنتوني و كلئوپاترا* و * هملت* از آثار شكسپير

 

يادداشت:

همانطور كه سعدي و حافظ و فردوسي مظهر تفكر و زبان ادبيات ايراني هستند ، و گفته‏هاي آنان زبان زد خاص و عام است ،شكسپير هم در تمدن انگلستان مقامي بسيار ارجمند كسب كرده است.

حتا جملات و گفته هاي او(بدون اين كه گوينده يا شنونده از منبع حقيقي آن آگاه باشد) به صورت كلمات قصار و ضرب المثل در صحبت هاي روزمره به گوش ميرسد.

آثار او به تمام زبان هاي مهم دنيا ترجمه شده ،و نمايشنامه‏هايش هر ساله در هر گوشه جهان به روي صحنه مي آيد.

شكسپير در طي پنجاه و دو سال عمر خود ،در حدود سي و شش نمايشنامه ،و يكصد و پنجاه و چهار غزل يا قصيده ،به اضافه قطعات منظوم ديگر نوشت .

شكسپيرآثار ادبي متعدد‏ي از قبيل: هملت- شاه لير- -اتلو- رومئو و ژوليت- آنتوني و كلئوپاترا - مكبث-هنري چهارم- شب دوازدهم، - تيتوس آندرونيكوس- روياي نيمه شب چهارم – توفان و ... را نگاشته است كه ازاين بين، برخي در ميان خواننده‏گان و منتقدان از جايگاه ويژه‏اي برخوردارند . در اين مطلب نگاهي سريع به دو اثر معروف آنتوني و كلئوپاترا و هملت خواهيم داشت.

ادامه مطلب را مطالعه نمائيد.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 

شعر (آوازه اندوه) از کتاب چنین گفت زرتشت نوشته فردریک نیچه

 در هوای تاریک – روشن

آن گاه که آرام بخشی شبنم

نادیده و ناشنیده

بر زمین فرو می بارد

زیرا شبنم آرام بخش

چون همه ی آرام بخشان مهربان

کفش هایی نرم به پا دارد.

به یاد داری، به یاد داری، ای دل تفته،

که روزگاری چه سان تشنه بودی،

تشنه ی سرشک های آسمانی و چکه های شبنم

سوخته و تشنه و خسته

آن زمان که بر گذرگاههای زرد مرغزار

نگاه شرارت بار خورشید شامگاهی

از خلال درختان تاریک گرد تو می دوید

نگاه های کورکننده ، شعله ور، آزارگر خورشید

آنان ، پوزخند زنان، چنین گفتن: ((تو؟ خواستگار حقیقت؟

نه! تنها یک شاعر!

یک جانور، جانوری مکار، شکارگر، کمین گر

که باید دروغ بگوید

که باید خواسته و دانسته دروغ بگوید:

آزمند شکار

با نقابی رنگارنگ

خود نقاب خویش

خود شکار خویش!

 دنباله شعر و شرحي بر نيچه در ادامه مطلب


ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

با هم بودن را تجربه کنیم،آنگونه که از یکدیگر بیاموزیم و در تبادل داشته هامان بی پروا باشیم، چون باران.
آنگاه که تفاوت انتقاد و انتقام را آموختیم-به شناخت خود و درک دیگران رسیده ایم.

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ