
تو در دهان شعر می مانی
و مرگ به خود بنازد
که بر زبان ها حرارتی گرفته و
چه جانبی زیباتر
از تو یا چون شما می بیند
کلمه.
با خواب خود به هفتگل
بال های تو منتشر به دنیا شد
اگر چه پیش از این می دیدی
نام تو را که می تکانم
زمین به آسمان شبیه تر است
چشم هایم که چشمه می شود.
منبع: مجله بین المللی نوشتا - شماره نه۹ - ص ۱۵
از: وبلاگ آقای هرمز علی پور

ترجمههاي هزار و يک شب ، خيام و حافظ
آندره ژيد
برگردان: رضا سيد حسيني
آنژل عزيز امروز براي شما فقط يک کتاب ميفرستم. واين کتاب به چندين کتاب ميارزد: هزار ويک شب است که دکتر ماردروس ترجمه کرده وبا کمي عربي مآبي، نام تازه آنرا هزار شب ويک شب گذاشته است.
شما از شيفتگي من به اين کتاب خبر داريد. پدرم، که او هم شيفته هزار ويک شب بود، چنان زود آن رادراختيار من گذاشت که گمان کنم- همراه کتاب مقدس- اولين کتابي ست که خواندهام. اما فکر ميکنم که اگر در آن زمان ترجمه دکتر ماردروس از هزار ويک شب وجود داشت مسلما پدرم براي ياد دادن مطالعه به من کتاب ديگري رانتخاب ميکرد. من هم زياد جرات نميکردم آن رابه شما هديه دهم، اما آنچه سبب شد تصميم بگيرم، اطمينان آرام بخشي است که در پيشگفتار کتاب ديده ميشود ومترجم در آن بي ريايي وساده دلي قصه گو را تضمين ميکند.
ادامه مطلب...
اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟
چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن .

