تبليغاتX
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
نگارش در تاريخ توسط کیارش

زبان ِ مدرن، زبان ِ باز
از زبان ِ داریوش آشوری
 
منبع: سايت د- آشوري

۱- در سال های اخیر بحث از زبان مدرن رونق گرفته است . به نظر شما زبان مدرن چه ویژگی‌هایی دارد. آیا تجربه هایی مثل فرهنگ علوم انسانی شما را می توان تلاش هایی در این زمینه ارزیابی کرد؟

--- مهم‌ترین ویژگیِ جدا کننده‌یِ زبان‌های مدرن از زبان‌هایِ پیشا‌مدرن باز بودنِِ‌شان است؛ یعنی پذیراییِ آفرینش معناها و مفهوم‌های تازه یا گنجاندنِ آن‌ها بر دوشِ دستگاهِ واژگانیِ باز یا بی‌نهایت توسعه‌پذیر، چه از راهِ وام‌گیری چه زایشِ واژگانی.  باز بودنِ دستگاهِ واژگانیِ زبان و زایا بودنِ آن برای گسترش و پیشرفتِ علم و اندیشه ضرورتِ مطلق دارد. فرهنگ علومِ انسانی هم کوششی ست در همین راستا. یعنی، کوشش در جهتِ بازسازیِ زبانِ فارسی، گسترش میدانِ واژگانیِ آن برای علومِ انسانی، و زایا کردنِ آن برای دریافتِ علم و اندیشه‌ی مدرن. علم و اندیشه‌ی مدرن بومیِ فرهنگِ ما نیست و از جایِ دیگری از جهان به ما می‌رسد و زبانمایه‌ی خود را نیز با خود می‌آورد. در نتیجه، این زبانِ ما ست که باید خود را با ضرورت‌های زبانیِ آن سازگار کند، وگرنه به صورتِ زبانی ‌بسته‌ یا زبانی گنگ و لنگ همیشه در پشتِ درهای آن خواهد ماند، و ما با ذهن‌هایی گیج‌-‌و-‌گول.

۲- بسیاری از مفاهیم دنیای جدید که امروزه به مفاهیم جهانی تبدیل شده اند و به عنوان مفاهیم اساسی علوم و به خصوص علوم انسانی  در تمام جهان به کاربرده می شوند حاصل تجربه‌ی زیسته‌ی غربیان است. آیا ما می توانیم بدون آگاهی از آن تاریخ و تجربه‌های زیسته ، صرفا از راه برابر‌نهاده های مناسب این مفاهیم را انتقال دهیم ؟

--- جای بحث نیست که علوم مدرن، از جمله علومِ انسانی، در فضای ذهنیت مدرن زاده شده اند که بسیج ذهنیِ عظیمی برای فهم همه‌چیز در قالب عقلانیتِ انسانی پدید آورده است. بسیج عظیم زبانی نیز از ضروریات بی چون‌ـ‌وـ‌چرای این جنبش بوده است که ما از آن غافل ایم. آن ذهنیّت و زبان، البته، جدا از فرهنگی که زمینه‌ساز آن است به جای دیگر انتقال‌پذیر نیست، مگر آن که زمینه‌های همانند رفته‌ـرفته شکل گیرد. گشودن درهای ذهن و زبان به روی فرهنگ و فهمِ مدرن برای مردمانی که در آن بستر تاریخی و فرهنگی نبوده اند، نخستین گامِ ضروری در این راه است. تجربه‌ی سالیان دراز در سرـ‌وـ‌کلّه زدن با دستگاه‌های واژگانِ علمیِ مدرن و درک نسبت ضروری آن با دست‌آوردهای علمی و اندیشگیِ وابسته به آن به من نشان داده است که پیرایش و پالایش و آرایشِ دوباره‌ی زبان از شرط‌های بی‌چون‌ـ‌وـ‌چرای گام نهادن به عالم فکر و فهم مدرن است. این رویدادی‌ست که در زبان‌های بستر مدرنیّت-- پیش و بیش از همه در زبان‌های فرانسه و انگلیسی-- در طولِ سه‌ـ‌ چهار قرنِ اخیر رخ داده است.  این نکته‌ی مهمی ست که من کوشیده ام در رساله‌ای به نامِ «زبانِ باز»، با کار پژوهشیِ چند ساله روشن کنم.  این کار امسال به پایان می‌رسد و امیدوار ام که دست کم مسائل اساسی رابطه‌ی مدرنیّت و زبان را در میانِ ما طرح کند.
 به هر حال، فرهنگِ علومِ انسانی کوششی ست تا جای ممکن روشمند و سنجیده در جهتِ «لای‌روبیِ» زبانِ فارسی از رسوب‌های مزاحمِ چندین قرنه، از سویی، و باز کردنِ درها و پنجره‌های آن به روی هوایِ آزاد، از سوی دیگر، و تبدیل آن از یک زبانِ بسته به یک زبانِ باز و توسعه‌یابنده در قلمروِ فلسفه و علومِ انسانی .

ادامه‏ي مطلب را بخوانيد.



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش

چقدر طول كشيد تا بفهميم آنچه باد با خود برد، ما بوديم؟!


نگارش در تاريخ توسط کیارش

نامه ای به خواهرم ! گلشیفته فراهانی

ادامه مطلب را بخوانيد 



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش


چه كالبدي دارد

اين جسم خنثي

كه گور بر سطح

مي جويد

هر افق

(برج چهار يكسال )

درباره وبلاگ

با هم بودن را تجربه کنیم،آنگونه که از یکدیگر بیاموزیم و در تبادل داشته هامان بی پروا باشیم، چون باران.
آنگاه که تفاوت انتقاد و انتقام را آموختیم-به شناخت خود و درک دیگران رسیده ایم.

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ