تبليغاتX
سرزمین پنج خورشید
سرزمین پنج خورشید
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 خانم ناظمی

یادداشت کیارش:

می خواهم از بانویی هنرمند و هنردوست بنویسم که بدون ادعا و در کمال آرامش و دور از هیجانات معمول سرگرم پرداختن به علایق ادبی خویش است .ایشان بی آنکه بخواهند خود تبلیغی نمایند، گاهی اشعار و نوشته های خود را در معرض استفاده ی دوستان قرار می دهند.

خانم لیلا ناظمی از دوستان وب نویسی ست  که در انتشار اشعار، نوشته ها و دل خواسته هاش ، وسواس خاص خود را دارد. ایشان شاید با مکث (خواننده انتظار) مطلب جدیدی را درج نمایند اما به جرات می توان گفت: تا آن دم که دست به نو نویسی زند و مطلبی جدیدی ارائه دهد،مطالب قبلی شان خواننده گان خود را دارند. این بانوی اندیشمند (بر خلاف بسیاری) بی هیچ ردی از تظاهر، به دغدغه های فکری خویش می پردازد و در تقابل اندیشه و واماندن ادبی خواندن را برگزیده است. این را از این جهت عنوان می نمایم چون ارجاعات متنی و همچنین فاکت‏های نقل قول شده توسط وی، پر از نشانه های خوب خواندن است. خوب خواندن همان چیزی است که نزد افراد زیادی قربانی دیدن سریالی آبکی یا SMS پرانی و ...می شود.

شعری از این بانوی هنرمند انتخاب نموده ام که از ساختاری زیبا و عمیق برخوردار است. در اشعار خانم ناظمی  نشانه های طبیعی و همچنین حالات روحی به شکلی زیبا کنار یکدیگر قرار گرفته اند و گاه تصاویری ملموس را از آنچه در ذهن خود دارد با توانایی کاربرد کلمات به خواننده منتقل می کند.

.......... با شالیکارها از درنگ باران می پرسم ..........

خانم لیلا ناظمی

به: دوست و همکار عزیزم خانم عالی پور

سه شنبه شبی از اردی بهشت

براده های یک زن کویتی را روی میز می ریزم.

 

در موهای زن کویتی یاسمنی ست

این همه سال

شنبه را به تو       یک شنبه را به تو

و به ده فرمان تو با خلخال هاش چرخید از قدم زدن با رویای تو

 

سه شنبه شبی از اردی بهشت

با شالیکارها از درنگ باران می پرسم

و از یوزپلنگانی که با من ندویده اند

اما از تنفس این چلوار سفید پیداست مرده ام

و این منصفانه نیست!

دنباله ی شعر در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش
  

بهمن علاءالدین ِ سینمای ما کجاست؟

به بهانه ی ساخت فیلمها و سریالهای سطحی تحت نام و زنده گی قوم بختیاری

(کیارش بهـار86)

آفرینش آثار برترهنری در حوضه ی ملی باعث مباهات یکایک افراد کشور است. این آثار فارغ از گوناگونی قومی، نژادی، زبانی، فکری و ... مورد توجه قرار می‏گیرند و بصورت کلی بعنوان الگوهای قابل ارجاع شناخته می شوند. اگر نخواهیم هنرهای صرفن فردی را مثال بزنیم ، خلق بسیاری از آثار هنری ملی که بصورت گروهی صورت می‏پذیرند حاصل تلاش کسانی است که از بطن همین جامعه ی چند قومی، برخاسته اند. البته هستند کسانی که علاوه بر عضویت در همین گروه های هنری (ملی) در فعالیتهای هنری بومی(منطقه ای) فعال هستند و چه‏بسا آثار قابل تأملی را نیز ارائه کرده باشند.

پس از این مقدمه ی کوتاه ،می خواهم به موضوع مورد نظرم بپردازم. همانطور که در بالا اشاره نمودم، ساختار انسانی کشور ایران تشکیل شده از اقوام گوناگونی‏ست که هر یک از این اقوام با فرهنگ و باورهای خاص خود زیسته اند و خواهند زیست. هر چند پیرو تفاوت قومی تفاوت های فرهنگی و اجتماعی نیز وجود دارد، اما وجود و نیاز فعالیت های هنری(بومی) در بین آنها غیر قابل انکار است. ممکن است هر کدام از ما به هنری علاقه مند باشیم یا اینکه تحصیلات و تخصص مرتبط با آن هنر را دارا باشیم ، اما این علاقه مندی و یا تخصص فقط به خلق و یا پرداختن به آثار ملی خلاصه نمی گردد، بلکه اوقاتی نیز صرف هنرهای بومی خواهد شد.

 لطفن ادامه ی مطلب را مطالعه نمائید


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 

راجر واترز

پینک فلوید

 

یادداشت کیارش:

به یاد همان دوستان کم یاب و یافت ناشدنی، که در آن سالها برای بدست آوردن آلبومی جدید از گروه PINK FLOYD کجاها که نمی رفتیم. همان دوستانی که خوب دیدن و خوب شنیدن را با یکدیگر آموختیم و زمان را صرف هنر نمودیم تا هنر را خرج زمان نکنیم. غروب که از کار بازگشتم صدای ناقوس های The Division Bell مرا برد تا آن‏جا،هم آنجا که با هم می نشستیم، می ایستادیم و می دویدیم.رفاقت داشتیم، دل می دادیم و طالب دلبر می شدیم، بی انتظار اما منتظر. وقتی صدای خنده‏هامان از بلندگوها پیشی می گرفت. 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش
 

به ياد احمد ميرعلائي ، معرف غولهاي ادبي جهان

 

ياد بعضي نفرات، هربار كه از خاطر هر اهل دلي مي‌گذرد، جاي خالي و آه حسرتي را دنبال خود مي‌اورد.اين سال‌ها درعزاي بسياري پنهاني دندان خشم سائيده‌ايم و يا در كنار‏ي گريسته‌ايم. 

(احمد زاهدي لنگرودي )

 

يادداشت كيارش:

بدون شك زنده ياد احمد ميرعلائي شناسنامه ي ايراني تعداد قابل توجه اي از هنرمندان مطرح جهان هنر مي‏باشد. وي در شناخت و معرفي آثار ناب هنرمندان ديگر بلاد از تبحر خاصي برخوردار بود. آثار هنري ترجمه شده توسط استاد مير علايي در زمره ي بهترين آثار هنري جهان قرار دارند.

زماني كه جامعه ي هنري و روشنفكر،  يا شناختي از بورخس، پاز،  كوندرا، ني پل و ... نداشتد، و يا كمتر با آثار آنها آشنا بودند ،اين استاد ميرعلايي بود كه با ترجمه ي بهترين آثار وكتب نامبردگان، ذهن جامعه ي هنري ايران را به سوي اين بزرگان سوق داد و نقش خود را در گسترش فضاي روشنفكري كشور بارز نمود. حال او در ميان نيست اما يادگارهاي هنري ايشان تا عمر است  در مركز توجه هنردوستان  و مورد طلب خوانندگان خواهند ماند.

بنابراين براي مروري دوباره  بر شرح حال وي و همچنين آگاهي از تلاشهاي هنري ايشان، متن پيش رو را با هم مي‏خوانيم. در مطلبی دیگر چند شعر از اشعار ترجمه شده توسط وی تقدیم خواهد شد.

لطفن ادامه ی مطلب را مطالعه فرمائید.

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ توسط کیارش

برگردان توسط: كيارش

 

بي ردي از خورشيد و دلزده از زاري

نه توان در دعايت دارم نه نفرين

هراسناكم از جستن ات ، يافتن ات، مبادا همانجا يي

رفته باشي كه ميگويند!

گاه انديشه دست شستن از اين ستيز

مرا ميبرد تا بـَركـَنم

خارهايي را كه رنجم افزون مي دارند

اما چه سود

كه چشمانم با نگاه در چشمان تو

زندگي مي گيرند

و تا هـر سپيده

عشق ام  بازمي گردد

تا در انتظارتو بنشيند

 

و اين تويي كه در جستن راهي براي خويش

تنها خود را برگزيدي.

اي كبوتر سياه ،اي كبوتر سپيد

هر آنجايي كه هستي،

 ديگر

شرافت مرا به بازي نگير

 

دوشيزه ي ضيافتهاي شبانه

نوازش هايت را ازآن من كن

كبوترسياه ،مجنون واربه تو عشق مي ورزم،

ديگر سوي من باز نگرد.

 

كه تو حصار زندان رنج مني.

 

در طلب زيستني آزادم

وبايد آنگونه سر كنم

كه گزيده ام

 

خدايا

در من نيرويي ارزاني دار

زيرا تا آن دم كه بيابم اش

مرده ام.

 

نگارش در تاريخ توسط کیارش

شعری عمیق و زیبا از گاوین بنتاک

ترجمه ی زنده یاد احمد میرعلایی
منبع: والس

گاوین بنتاک شاعر معاصر بریتانیایی را سال ها پیش زنده یاد احمد میرعلایی با چاپ شعری بلند با نام ایکور به خوانندگان فارسی زبان معرفی کرد. با این همه بعد از گذشت سال ها از چاپ این شعر زیبا که در فصلنامه ی زنده رود منتشر شده بود (ظاهرا پیش از آن هم دو بار ، یکی در مجله ی مفید به سردبیری زنده یاد هوشنگ گلشیری و یک بار هم به صورت کتابی مستقل چاپ شده بود.) هنوز به نظر می رسد قدر و ارزش ادبی این شاعر متاسفانه در میان شعرخوانان فارسی چندان که باید شناخته شده نیست. به همین دلیل تصمیم گرفتیم با انتشار دوباره ی این شعر ضمن گرامیداشت یاد و خاطره ی مترجم برجسته و فقید سرزمینمان (احمد میرعلایی)زمینه ی آشنایی بیشتر خوانندگان با این اثر ارزشمند ادبی را فراهم شود . به همین مناسبت با آقای بنتاک که هم اکنون در ژاپن زندگی می کند و در آنجا به فعالیت های ادبی ، تدریس در دانشگاه و کارگردانی تئاتر اشتغال دارد تماس گرفته شد . گاوین بنتاک نیز با رویی گشاده که از یک هنرمند بزرگ انتظار می رود این دعوت را اجابت کرد و متن انگلیسی این شعر را به همراه پیامی برای خوانندگان شعرش در زبان فارسی فرستاده که در ادامه خواهید خواند.

دنباله ی متن و شعر در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

با هم بودن را تجربه کنیم،آنگونه که از یکدیگر بیاموزیم و در تبادل داشته هامان بی پروا باشیم، چون باران.
آنگاه که تفاوت انتقاد و انتقام را آموختیم-به شناخت خود و درک دیگران رسیده ایم.

موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ