
این همه فیگور برای چسیت؟
شاید مراسم (جشنواره) اسکار تنها مسابقه ی بزرگ (تجاری) سینما باشد که در عین عظمت و مهمی همه
می دانند که انتخاب ها و برگزیدگان نهایی، طی پروسه ای کاملن بودار معرفی می گردند. علی رقم اینکه یک بد بینی هنری نسبت به این همایش بزرگ وجود دارد، باز هم هنرمندان هقتمین هنر و حتی مردم عادی چشم انتظار اعلامهای شب خوشبختی برای برخی دست اندرکاران بی نام و نشان و یا مشهور سینمای تجاری هالیوود می مانند.
بسیار اتفاق افتاده که هنرپیشه و یا گارگردان و ... بی نام و نشان با اعلام نامش در شب سرنوشت، یک شبه رهی صد ساله را طی کرده باشد.مانند خانمی "ماريون كوتيلارد" با بازی در فيلم "زندگي با حس گل رز" که با اولین فیلمش برنده ی این تندیس زرین شده و آن را برخ دیگر بانوان می کشد. البته حساب
" برادران كوئن" براي کارگردانی فيلم "براي پيرمردان هيچ جايي وجود ندارد" را باید جدا نمود.
چند هفته ای از مراسم اسکار می گذرد ولی دیدن چند عکس از آخرین مرتبه ی این همایش خالی از لطف
نمی باشد. راستی شما می توانید بنویسید که این همه فیگور و لبخند تصنعی برای چیست؟
عکسها را در ادامه مطلب رویت فرمایید.
ادامه مطلب...

نگاهی به مارسل پروست و " در جستجوي زمان گمشده"
مرگ يک بار رخ نميدهد...
زيرا همه ما هر روز چند بار ميميريم
هر بار که با آرزوها٬ عطوفتها٬ علايق و پيوندهای خود وداع می کنيم
می ميريم......................
هنگامي كه در مي يابيم،رنج بهترين چيزي است كه در زنده گي به آن بر مي خوريم، بدون انزجار و هم چون وسيله اي به مرگ مي نگريم."
(( مارسل پروست))
کیارش
اغلب ما دست کم یکی از آثار ادبی مارسل پروست را مطالعه نموده ایم. او نویسنده ای درون گراست، که در زمان حیاتش گذرهای گوناگونی از ساختار ادبی و گاه فلسفی زمانه اش داشته است. گاهی خود را آنقدر صرف ذهـنیات و تخلیات نزدیک به واقعیتش می نمود، که خوانندگان آثارش، نگاهی فراحقیقی به نوشته های او داشتند و این درست خلاف رئالیسم ِ آن دوره است. خیلیها هم این ایراد را به او میگرفتند که با درگیرشدن در ذهن خودش ممکن است نتواند با خوانندهها ارتباط برقرار کند. که البته پروست میگوید با این شیوه، تفاوتی کیفی از برداشت نویسنده و خواننده از یک موضوع واحد به دست میآید و اجازه میدهد که از درون شخص ِ دیگری آگاه شویم آفرینش چنین اثر هنری، تنها راه کشف دوبارهی زمان از دست رفته است.
متن پيش رو، شرحي اجمالي از زندگي مارسل پروست و مجموعه كتابهاي "در جستجوي زمان گمشده" او مي باشد:
ادامه مطلب...

شکوفه های شعر در زبان بختیاری
یادداشت کیارش:
آوازها ،آواها واشعار عاطفی، حماسی و عاشقانه، از دیر باز در فرهنگ و زبان ایل فاخر بختیاری وجود داشته و چه بصورت مکتوب و یا سینه به سینه سالها را طی کرده تا به امروز که به ما رسیده اند.در طی زمان سپری شده برخی از این اشعار تغییر شکل داده و به صورتهای دیگری سروده شده اند.هر چند باید به این مهم معترف باشیم که بخشی از این گنجینه ی فرهنگی بعلت بی مسئولیتی و عدم درج در اسناد مربوطه به فراموشی سپرده شده اند. بر ماست تا داشته ها و مانده های زبان زیبای بختیاری را حفظ نماییم و برای گسترش آن تلاش نماییم. به پیوست این یادداشت تعدادی از اشعارعاشقانه و نیز شعرهایی که ایل زنان در هنگام دوشیدن گاو و یا مشک زدن و همچنین اشعاری که مردان به گاه شکار می سرودند، تقدیم می گردد. با توجه به استخراج این اشعار ممکن است در برخی کلمات تفاوتهای آوایی و یا لغتی دیده شود که با کمک شما دوستان اصلاح خواهد شد. باشد مقبول افتد.
اشعار در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
بايد ميراث ادبي خودمان را بهجا بياورم
گفت وگوی ايسنا با محمد بهارلو
یادداشت کیارش:
با شنیدن هزارویک شب ، آن چیزی که در اذهان متبادر می شود داستان های اصیل و شب نشینی های دل انگیز به همراه صدای گرم و گیرای مادبزرگ( راوی) قصه گو خواهد بود.
هزارو یک شب چه از نظر محتوا ی واقعی و داستانی ، دارای ساختاری اصیل و کهن است که در طول تاریخ به همراه اصلی ترین آثار ادبی این مرزوبوم پیش آمده تا به ما وارثان امروزی مادر بزرگ قصه گو رسیده است. در طول قرون گذشته تا اکنون ،برداشتها و گاه الگوبرداری بسیاری از آن شده است (چه اخلاقی و چه دزدانه) اما همواره سعی برآن بوده تا این میراث مهم شکل حقیقی خود را حفظ نماید. همانگونه که برخی از ما آثاری دگرگون شده و منتسب به این اثر ارزش مند را دیده و یا مطالعه نموده ایم،آقای محمد بهارلو نویسنده ی معاصر نیز.
ایشان این دقدقه ی ادبی را در قالب شکایتی تاریخی به تحریر درآورده است. خواندن این متن ما را با زوایای تازه ای از بی مسئولیتی برخی مسئولان و حتی هنرمندان!؟ آشنا می نماید.
لطفن ادامه ی مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب...

شاعر آهنگین کلام سیاهپوستان
یادداشت کیارش: بسیاری " لنگستون" هیوز را با شاملو می شناسند همانگونه که " لورکا " را. هیوز شاعری است ریشه دار در مردمی ترین قشر رنگین پوست!!!! جامعه ی امریکا. شاعری با شعری آهنگین و برگرفته از درد مردمی که رانده شده،برده شده و بَرنده نشده. اما بازنده هم نیست، چون او در تکاپوی بردن است، سر فرود می آورد اما سرافکنده نمی شود. اگر او به تازیانه کشیده می شود، اگر او از مقدس ترین جاها رانده می شود، مسیح نیز- او که ندای حق بر لب داشت. پس سیاه نیز چیزی بر لب داشت که رانده شد. حال هیوز همه صدا شده است در کلمات برای رانده نشدن نه راندن برای برده نبودن نه برده نمودن، برای فرود سر، از سر احترام نه از جبر تعظیم. من اشعار هیوز را شبیه به موسیقی جاز یا بلوز می خوانم و می شنوم، شبیه به Charles Ray یا Louis Armestrong و شبیه به هیوز و هر سیاه و سفیدی که چیزی بر دل و لب دارد. متن پیش ِ رو شامل شرح حال وی و شعری است که توسط شاملوی فقید به فارسی برگردانده شده اند. آنوقتها این اشعار را با صدای استاد شاملو در نوار کاست "سیاه همچون اعماق آفریقای خودم" شنیده بودیم. آن روزهایی که برای خواندن و دانستن رفاقت می شد و در بدست آوردن کتاب یا نوار و رساندن به دست رفقا رقابت.
دنباله ی نوشته در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...

خورخه لوئیس بورخس
خورخه لوئیس بورخس به سال 1899 در بوئنس آیرس آرژانتین به دنیا آمد.پدر وی به وکالت اشتغال داشت و یک استاد روانشناسی نیز بود و قصد داشت نویسنده شود.به گفته بورخس غزلهای زیبایی هم میسرود ومادر وی به یک مترجم حرفه ای بود.
بورخس در جوانی به اروپا رفت و در سوئیس و انگلستان به تحصیل پرداخت و پس از بازگشت به آرژانتین مکتب شعری به نام ultraism را معرفی کرد و به چاپ پارهای از مجلات پیشرو کمک شایانی کرد.بعدها با وجودی که از ناراحتی چشم سخت در عذاب بود،ریاست کتابخانه ملی و استادی زبان انگلیسی دانشگاه بوئنس آیرس را برعهده گرفت.
گرچه بورخس به عنوان شاعر،مقاله نویس و فیلسوف هم شناخته میشود،اما عمده شهرت وی به خاطر داستانهای کوتاهش است:
باقی نوشته در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
گيلگمش و انكيدو
يادداشت : كيارش
اهميت اسطوره در فرهنگ ملل جهان ، كه ريشه در نگرش و طرز تفكر اجتماعي مردمان هر ديار دارد،براي من و خيلي هاي ديگر، بسيار با اهميت مي باشد. ما از كودكي با اسطوره ها آشنا مي شويم ، و خود نيز در طي رشد عقلاني و جسمي ، اسطوره سازي نيز مي نماييم. شايد روزگاري پدر براي ما اسطوره ي قدرت و اقتدار و مادر نيز اسطوره ي مهر و گذشت بوده باشد. (و شايد هنوز هم).اسطوره ها زمان خاصي ندارد و ازگذشته تا اكنون وجود داشته اند. چندي پيش در خصوص اسطوره ها در حال مطالعه بودم كه يكي از دوستانم لوح فشرده اي را در اختيار من گذارد ،كه مطالب ارزشمندي درباره ي اسطوره ها و نقش آنها در باورها و زندگي مردم درآن وجود داشت،. مطلب پيش رو كه فشرده اي مربوط به « گيلگمش» كهن ترين اسطوره ي كره ي خاكي مي باشد،يكي از مطالب مندرج در آن بود كه من حيفم آمد كه در خواندن اين مطلب جالب ، با شما شريك نشوم. «گيلگمش» محبوبترين قهرمان سراسر بين النهرين بود. بدون شك اين اثر شاهكار ادبيات آشوري – بابلي و يكي از زيباترين منظومه هاي حماسي جهان است. بنابراين متن زير را كه به اسطوره ي «گيلگمش» مي پردازد، با يكديگر این متن خواندنی را مروري مي نمائيم.
( كيارش- زمستان 86 -کمی مانده به سال نو )
متن کامل در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
به چه نوع موسیقی علاقه مند هستید ؟
نگاهی به موسیقی مدرن غرب
یادداشت کیارش:
من به موزیک ( با محتوا ) مدرن غربی علاقه مند هستم و برای اینکه از سلیقه ی شما دوستان هم در رابطه با این سبک و یا دیگر سبکها آشنا شوم ، تصمیم به طرح این بحث نموده ام.
از آنجایی که ما برای شنیدن موسیقی ، زمان نسبتن زیادی را صرف می نماییم ، انتخاب
نوع و سبک آن از اهمیت بالائی برخوردار می باشد.
تنوع و تفاوت سبک موسیقی انتخاب شده در مقاطع خاص، ارتباط مستقیمی با سلیقه و شناخت شنونده از موسیقی دارد. افراد زیادی هستند که همانقدر که موسیقی کلاسیک
برایشان با اهمیت است، به موسیقی محلی و فولکلوریک نیز توجه نشان می دهند.
برای نمونه خود را مثال می زنم : من همانطور که در زمانی خاص با یکی از آثار چایکوفسکی به آرامش می رسم ، در جائی دیگر صدای جاودان استاد علاءالدین و یا
ترومپت و صدای لوئیس آرمسترونگ مرا تا احوالات خوش رهنمون می گردد.
باقی متن در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...
چقدر با اصول کنسرت رفتن آشنا هستیم؟
مقدمه ی کیارش:
آیا ما با اصول و رفتارهای لازم در رابطه با رفتن به یک کنسرت آشنا هستیم ؟ و از آن مهمتر دانسته های خود را رعایت می نماییم. گاه پیش آمده است که با هزار زحمت خود را به محل اجرای کنسرتی رسانده ایم ( با تمام مشقت تهیه بلیط- احتمالن رفتن به شهر دیگر یا پایتخت) وضربه ی اول را با مشاهده ی جمعیت منتظر ورود بر فرق خود احساس می کنیم. همه آنچنان بر یکدیگر فشار می آورند و فریاد می زنند که انسان فراموش می کند برای
بهره بردن از هنری ظریف که سراسر هارمونی و نظم است پای در چنین رزمگاهی گذاشته است.
برای روشنتر شدن موضوع و بررسی دقیقتراین مهم متن را با هم مروری می نمائیم.
متن در ادامه ی مطلب
ادامه مطلب...

